مسافر آسمان
به دیدارم اگر می آیی
بیا به انتهای جاده عشق
به آنجا که آشیانه آخرین کبوتران عاشق است .
به نقطه ای که شمس طلوع می کند .

و به آن مرزی که خورشید غروب می کند.
و راهی که به انتهای جاده نزدیک است .
آماده سفرشو و پا در جا ده ی عشق بگزار .
سفر به شهری که سکوت فریاد جدایی است.
و مقصد انتهائی بی معنا .
وکبوتران غریبانه می گریند .
و در انتظار مقصدی به نام رهائی ، حسرت می کشند .
انتها ؟
+ نوشته شده در چهارشنبه 30 فروردین1385ساعت 10:20  توسط حدیثه
|
