ای خدااااااااااااااااا
تقدیم به کسا نی که بی هیچ جرمی آهسته تراز یاس به خواب رفته اند...
امشب باران به میهمانی چشمانم آمده...
خسته ام خسته از همه کس و همه چیزحتی از نفس کشیدن...
امروز عقربه های ساعت حادثه را برایم به تصویر می کشیدند...
اکنون من با خاطرات گذشته نفس گرفته وزندگی را با آه سردی می نوازم...
+ نوشته شده در چهارشنبه 25 آبان1384ساعت 18:24  توسط حدیثه
|